باز هم در باب درخت سدر یا کنار
در طرف های ما از برگ درخت سدر دیگر برای شستشو استفاده نمی کنند زیرا این درخت در تبریز بومی نیست. اما عطاران می فروشند به منظورها طبی و برای شستشوی مردگان. و اگر کسانی این کار نتوانند بکنند اندکی از آنرا در زیر بغل مردگان میگذارد همراه کافور.
اگر یادتان باشد من مقاله ای در باره سروکاشمر نوشته بودم و گفته بودم آن درخت را زرتشت از بهشت اورده است. افسانه درختی که از بهشت اورده شده باشد در بیشتر فرهنگ ها هست. اصل آن هند و ایرانی است و این نشان میدهد که مرزهای جغرافیائی و اختلافات زبانی نمی تواند از نفوذ عناصر فرهنگی جلوگیری کند.
من از خود پرسیده بودم که چرا تن مردگان را با سدر و کافور میشویند، قبل از آنکه روح او را بدرقه دیار ابدیت کنند. وقتی در هند بودم ، در صحبتی که در باغ انجمن تئوزوفیک مدرس داشتم ، سوامی (معلم) در حین صحبت به درختان بانیان اشاره کرد وگفت که این ها فرزندان درخت اصلی هستند که خودش به آسمان (بهشت) رفته است.
سفر مرا به زمینهای استوایی برد.
و زیر سایه آن « بانیان» سبز تنومند
چه خوب یادم هست
عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد:
وسیع باش، و تنها، و سر به زیر، و سخت.
من از مصاحبت آفتاب میآیم،
کجاست سایه؟ / سهراب
این دفعه اول بود که من شنیدم که درخت هم به بهشت میرود. بعد این جمله کلید آن معما شد که چرا در نزد ما برگ درخت سدرهدیه راه راهیان بهشت میشود.
آن سرو که از وطن اصلی ایرانیان میآید ، در سرزمین های گرمسیری و خشک تبدیل به سدر میشود و در هند به درخت بانیان. اصل داستان یکی است. در سرزمین های عرب نشین آن درخت سدر است و سمبل کشور لبنان. آن درختی که در روایات اسلامی در بهشت است اسمش سدره المنتهی (اخرین سدر یا سدری که در اخرین نقطه روئیده است، سدری که در انتهای راه است) است که کس حتی جبریل نتواند بالاتر از آن یعنی دور تر برود و آن انتهای راه است ، ولی محمد از آن برگذشت و بخدا رسید جائی که فاصله او از خدا باندازه دو انتهای کمان حتی کمتر از آن (قاب قوسین او ادنی) / سوره 53 آیه 9 بود.
نبی شد بر براق (یعنی سوار براق شد) و رفت با جبریل تا سدره
زپریدن فرو ماند آن همایون پیک ربانی / قاآنی
البته معراج جسمانی محمد از زمانی که مجتهد بزرگ شیعه شیخ احمد احسائی۱ (همزمان محمد شاه قاجار) در آن شک کرد و گفت آن معراج روحانی بوده است ، مورد بحث متشرعین هم قرار گرفت و از آن جنبش عظیمی بوجود آمد که نامش جنبش باب است و بهائیت از آن روئید.
والضحی یعنی قسم بر آفتاب روی او
قاب و قوسین آن دو ابروی هلال احمد است
(یعنی آن معراج درروح محمد روی داده است). اما اوج معنی در بیت سنائی عارف بزرگ یا بزرگترین عرفاء است که میگوید
زاد آزادی طلب کن چون محمد مرد وار
از برای راه سدره ، گربه ای را زین مکن
زاد یعنی توشه راه. می فرماید اگر می خواهی به بهشت زندگی و سر منزل مقصود دست یابی ، توشه ای بردار و راه آزادی را درپیش گیر و فکر نکن اگر زین پشت گربه بگذاری (وسیله غلط انتخاب کنی و یا فکر کنی با سوار شدن به پشت گربه یعنی دچار توهم شدن ) بدانجا میرسی اشتباه میکنی.
برخی از غافلان هوچیگر خیال میکنند که قصد ما از پرداختن بدین مسائل دامن زدن به خرافات است. درصورتیکه ما وقتی می توانیم غبار خرافات را از رخسار جامعه بزدائیم که در روان آن ملت ریشه های خرد را پیدا کنیم و نشان دهیم . خاقانی می فرماید
به همت ورای خرد شو که دل را
جز این سدره المنتهائی نیابی
یعنی سدره المنتهی در دل خود تو است و توآن سدره المنتهائی را که گفته اند، وقتی می یابی که همت کنی و آنچه که اسمش را خرد (عقل جزئی) که زائیده توهمات و تفکرات تو است را فرو بگذاری و به ورای (پشت) آن برسی.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
۱) احساء جزو بحرین است ، این نشان میدهد که بحرین جزو حوزه فرهنگی ایرانی بوده است که مجتهد بزرگ از آنجا بر آمد بود و بدعوت شاه بداخل مملکت آمد.